• اشعار رحلت حضرت ام البنین(س)آخرین خبر با عنوان ، اشعار رحلت حضرت ام البنین(س) در 2 هفته قبل منتشر شده است .
  • چهارشنبه, ۰۹ فروردین ۱۳۹۶
    »   اشعار آئینی, اهل بیت (س)  »   اشعار ویژه شهادت امام حسن مجتبی(ع)
    110 بازدید
    ۸ آذر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۸:۵۱

    اشعار ویژه شهادت امام حسن مجتبی(ع)

    اشعار ویژه شهادت امام حسن مجتبی(ع)

    بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست بر گریه ی زهرا قسم مدیون زهراست چشمی که گریان عزای مجتبی نیست

    وقتی سکوتش این همه محشر به پا کرد
    دیگر نیازی به صدای مجتبی نیست

    در کربلا هر چند با دقت بگردی
    چیزی به جز عشق و صفای مجتبی نیست

    کرب وبلا با آن همه داغ مصیبت
    همپایه ی درد و بلای مجتبی نیست

    طوری تمام هستی اش وقف حسین شد
    انگار قاسم هم برای مجتبی نیست

    او جای خود دارد در این دنیا مجال ِ
    رزم آوری بچه های مجتبی نیست

    یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم
    ما خاک پای خاک پای مجتبائیم

    آیا شده بال و پرت افتاده باشد
    در گوشه ای از بسترت افتاده باشد

    آیا شده مرد جمل باشی و اما
    مانند برگی پیکرت افتاده باشد

    آیا شده در سن وسال کودکی ات
    جایی ببینی مادرت افتاده باشد

    آیا شده در لحظه های آخرینت
    چشمت به چشم خواهرت افتاده باشد

    من شک ندارم که عروس فاطمه نیست
    وقتی به جانت همسرت افتاده باشد

    آیا شده سجاده ات هنگام غارت
    دست سپاه و لشگرت افتاده باشد

    مظلوم و تنها و غریب عالمین است
    گریه کن غم های این بی کس حسین است

    (علی اکبر لطیفیان)

    اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

    اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد
    طشتی از خون دل خویش برابر دارد

    چشمهایش به در و منتظر آمدنیست
    زیر لب زمزمه مادر مادر دارد

    جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست
    داغ ارثیست که در سینه مکرر دارد

    زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر
    یادگاریست که از کینه همسر درد

    پیش چشمش که توانسته بروی منبر
    _ رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟!

    لحظه های سفرش در بغلش می گیرد
    چادری را که بوی یاس معطر دارد

    آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ
    مادرش روی زمین لاله پرپر دارد

    گفت با گریه حسینم… تو دگر گریه مکن
    که حسن میرود و سایه خواهر دارد

    آه… لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟
    جسم صدچاک تو از روی زمین بردارد

    (محمد علی بیابانی)

    اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

    ای مادری ترین پسر فاطمه، حسن!
    ای مجتبی ترین ثمر فاطمه، حسن !

    آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد
    با اینکه هست تاج سر فاطمه، حسن!

    وقتی که در مدینه غریبش گذاشتند
    یعنی شکست بال و پر فاطمه، حسن!

    حتی صدای تو به سپاهت نمی رسید
    یعنی شکسته شد کمر فاطمه، حسن!

    روزی که مادر تو به کوچه ز پا فتاد
    چشم تو دید درد سر فاطمه، حسن!

    در ناله ها و نافله های شبش کسی
    چون تو ندید چشم تر فاطمه، حسن!

    در بین اهل بیت، خدایی خودت بگو
    مثل تو کیست خونجگر فاطمه، حسن!

    چون تو کسی که چادر خاکی ندیده است
    ای قامتت عصا به بر فاطمه، حسن!

    سیلی به پیش چشم تو بر مادرت زدند
    دیوار بود و زخم سر فاطمه، حسن!

    زهرا اگر که شد سپر مرتضی علی
    آری تویی، تویی سپرِ فاطمه، حسن!

    الحق که از حسین تو هستی غریب تر
    این غربت است، در نظر فاطمه، حسن!

    یک یار هم کنار تو روز وفا نماند
    در غربتی تو هم اثر فاطمه، حسن!

    یک عمر خونِ دل ز گلویت به تشت ریخت
    ای پاره پارۀ جگر فاطمه، حسن!

    (محمود ژولیده)

    اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

    هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
    نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

    نسیم پنجرهء وحی! صبح زود بهشت
    “اذا تنفس ِ” باران هوای شبنم تو

    تو در نمازی و چون گوشواره می لرزد
    شکوه عرش خدا، شانه های محکم تو

    به رمز و راز سلیمان چگونه پی ببرم؟
    به راز عِزّهُ للّه نقش خاتم تو

    من از تو هیچ به غیر از همین نفهمیدم
    که میهمان همه ماییم و میزبان همه تو

    تو کربلای سکوتی و چارده قرن است
    نشسته ایم سر سفرهء مُحرم تو

    چقدر جملهء”احلی من العسل ” زیباست
    و سالهاست همین جمله است مرهم تو

    هوای روضه ندارم ولی کسی انگار
    میان دفتر من می نویسد از غم تو

    گریز می زند از ماتمت به عاشورا
    گریز می زند از کربلا به ماتم تو

    فقط نه دست زمین دور مانده از حرمت
    نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

    (سید حمیدرضا برقعی)

    اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

    غربت برای تو به وطن گریه می کند
    هر مرد در غم تو چو زن گریه می کند

    خونابه ی نگاه تو وقتی تمام شد
    بر غصه ی دل تو دهن گریه می کند

    باران گرفت و لاله ی عباسی ات شکفت
    عباس بر تو سرو چمن گریه می کند

    رفتی که حرف دل بزنی رخ خضاب شد
    اینجا حنا به طرز سخن گریه می کند

    تو روح زینبی، سر جدّت نگاه کن
    بر روح زخم خورده، بدن گریه می کند

    از شاهکار صلح تو طرحش بلند شد
    هفتاد و دو سری که به تن گریه می کند

    هفتاد روزن از کفن تو گشوده شد
    در ماتم تن تو کفن گریه می کند

    در هر کسی برای حسن اشک چشم نیست
    معنی، حسین بهر حسن گریه می کند

    (محمد سهرابی)

    اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

    خدا کند که دروغی بزرگ باشد این
    من اعتماد ندارم به حرف طالع بین

    نشسته اند کمان های بیوه آماده
    گرفته اند کمین تیرهای چله نشین

    دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء
    دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین

    و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد
    و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین

    و این هم از برکات حضور یک زن بود
    زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین

    جنازه نیست، نمرده است، زنده است، چرا؟
    برای این که امام است و بس، برای همین

    برای این که نفس می کشد بدون هوا
    برای این که قدم می زند بدون زمین

    چقدر جای رطب ها و جای او خالی ست؟
    کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین

    به عزت و شرف لا اله الا الله
    به خیر ختم نشد این مراسم تدفین

    عزیز کرده ی یعقوب، غارت گرگ است
    قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین

    (شیخ رضا جعفری)

    بیت الزهرا(س)

    بیت الزهراء (س) اندیمشک اشعار آئینی  , اهل بیت (س)

    عجب حکایت سختی ست مرگ این مادر هنوز مانده به ره، دیدگان پر گهرش   تمام دل خوشی اش چهار صورت قبر است چهار صورت زیبا همیشه در نظرش   اگر چه همره زینب نبود ام بنین ولی شنید و شکست از غم حسین کمرش   نبود تا که...
    عقيل ، ام البنين كلابيه عليه السلام را براى حضرت على عليه السلام برگزيد كه قبيله و خاندانش ، بنى كلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. (102) بنى كلاب از حيث شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند،...
    . هانري كربن مي‌گويد: «سرزمين ايران از ديد اخروي، سرزمين انتظار است، قلمروي كه در آن امام غايب دست اندر كار فرا رساندن ساعت موعود در زمان غيبت است». وادله‌هاي فراواني بر حيات امام زمان (عج) داريم، كه اقامه آن هم...

    بیت الزهراء (س) اندیمشک

    پاسخ دهید

    Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.