• همه همّت گماریم که نماز را در جایگاه شایسته‌ی خود بشناسانیمآخرین خبر با عنوان ، همه همّت گماریم که نماز را در جایگاه شایسته‌ی خود بشناسانیم در 1 ساعت قبل منتشر شده است .
  • پنجشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۵
    »   فرهنگ و هنر, مقالات  »   ماه تو كه می‌رسد مشكی دیگر دلگیر نیست
    119 بازدید
    ۱۷ مهر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۵:۱۷

    ماه تو كه می‌رسد مشكی دیگر دلگیر نیست

    ماه تو که می‌رسد مشکی دیگر دلگیر نیست

    ماه تو كه می‌رسید، تقریباً همه خانه‌های شهر، پرچم تو را بر سردر و بر پشت‌بام‌های‌ كاه‌گلی می‌زدند. دو طرف كوچه‌ها و خیابان‌ها،

    ماه تو که می‌رسید، تقریباً همه خانه‌های شهر، پرچم تو را بر سردر و بر پشت‌بام‌های‌ کاه‌گلی می‌زدند. دو طرف کوچه‌ها و خیابان‌ها، پرچم‌های ‌سیاه و سبز و سرخ تو در اهتزاز بود و هرکدام حرفی داشت انگار. یکی از عزاداری تو خبر می‌داد و آن یکی از راه و رسم و دین و آیین پدربزرگت و سومی هم از آمادگی برای مبارزه با ستم.

    ماه تو که می‌رسید، تا ۴۰ روز یا دو ماه، هر روزِ شهر، مردم دسته دسته نام تو را زمزمه می‌کردند. هر روزِ شهر، کوچه‌ها و خیابان‌ها شاهد قدم‌های دسته‌های عزاداران تو بودند که از این خانه به آن خانه و از این مسجد به آن تکیه می‌رفتند تا همه جا نام تو برده شود؛ تا همه جا ذکر تو خوانده شود؛ تا مبادا هوای ‌یک خانه و یک کوچه از نبردن نام تو و از نبودن به یاد تو نفس‌تنگی بگیرد.

    ماه تو که می‌رسید، مشکی دلگیر نبود. مشکی، رنگ محبوب کودکی ‌و نوجوانی ما در ماه تو بود. اصلاً پیراهن مشکی ما، پیراهن ماه تو بود. نه دلمان می‌آمد آن پیراهن را به مناسبتی دیگر بپوشیم و نه در ماه تو آن را از تن درمی‌آوردیم. راست راستکی در آن روزها، مشکی رنگ عشق و رنگ هویت ما بود. اصلاً انگار با این رنگ، با یکدیگر و با دیگرانی ‌که ممکن بود نبینیم‌شان، حرف می‌زدیم. مشکی، زبان حال ما بود.

    * * *

    آن روزها، محرم‌های گرم تابستان تشنگی ‌را به همه‌ما می‌چشانید و حالا گاهی محرم‌های‌ سرد و پرسوز زمستان، انگار شلاق سرد ستم را بر تن و جانمان می نشاند.

    آن روزها، شربت خنک تو بود که کاممان را شیرین می کرد و حالا چای داغ توست که توی ‌خیابان گرممان می‌کند و در هر دو حال، چون هم آن شربت و هم این چایی مال توست، خجالت نمی‌کشیم که برای ‌گرفتن و نوشیدنش بایستیم.

    * * *

    خجالت نمی‌کشیم که برای‌ گرفتن غذا و چایی و شربت نذری تو بایستیم و بگیریم؛ ولی‌ با خودم فکر می‌کنم برای شنیدن صدای تو، برای‌ شنیدن حرف‌های تو هم خجالت نمی‌کشیم بایستیم؟ اصلاً برای ‌شنیدن و فهمیدن صدای ‌تو، برای ‌دیدن نگاه تو چه کار می‌کنیم؟

    نمی‌دانم. می‌دانم و نمی‌دانم. می‌دانم رازی و گوهری ویژه داری که این همه سال، این همه آدم را در جاهای‌ مختلف و سن‌های گوناگون، دسته دسته جمع می‌کنی و دنبال خود می‌کشی؛ رازی‌ که رنگ تو را ماندنی‌ کرده و گوهری که با آن، رنگ تو انگار رنگ خدا شده. و نمی‌دانم. نمی‌دانم چه‌قدر دارم دنبال تو می‌آیم؟ چه‌قدر صدایت را می‌شنوم؟ چه‌قدر به حرف‌هایت گوش می‌کنم؟ چه‌قدر تو را و دوستانت را درست می شناسم، فقط حر و حبیب و مسلم و عباس و اکبر سال ۶۰ هجری را نمی‌گویم، هم آنها و هم حر و حبیب و عباس امروزت را. چه‌قدر دشمنانت رامی شناسم، چه‌قدر می‌توانم عمرسعد و شمر و ابن‌زیاد و یزید امروز را تشخیص بدهم؟

    همین روزها رادیو سخنرانی حدود ۴۰ سال پیش شهید مطهری را پخش کرد. شهید مطهری از عمرسعدها و شمرها و ابن‌زیادهای روز حرف می‌زد. می‌گفت به این فکر کنیم که اگر امروز امام حسین ع در میان ما بود، در برابر چه‌ کسانی می‌ایستاد و با چه کسانی ‌مبارزه می‌کرد؟ و چه کسانی ‌در برابر امام حسین می‌ایستادند؟ می‌گفت که ابن زیاد و یزید امروز را باید در میان سران رژیم صهیونیستی جست‌وجو کرد؛ در میان همان‌ها که حاضرند به هر جنایتی در حق مردم و به‌ویژه کودکان و نوجوانان فلسطینی دست بزنند.

    * * *

    یاد حرف‌های تو می‌افتم. یاد حرف‌هایی که در باره تو می‌شنیدیم و می‌گفتیم. یاد این می‌افتم که گفته‌ای ‌آی مردم! نمی‌بینید که حق کنار گذاشته شده و به باطل عمل می‌کنند؟ یا آن که گفته‌ای‌ من برای‌ ترویج خوبی‌ها و بازداشتن از بدی‌ها و زشتی‌ها و زنده نگه داشتن آیین و سنت پیامبر خداص قیام کرده‌ام و …

    و یاد حرف‌های‌خودمان می‌افتم، که توی‌ زیارت‌نامه‌ها و نوحه‌ها می‌گفتیم و می‌گوییم که «ای‌کاش با تو بودیم و در راه تو جان خود را فدا می‌کردیم» یا این که «به خدا تا همیشه، تا ابد حسینع را از یاد نمی‌بریم»و …

    فکر می‌کنم کاش همچنان همان حس‌وحال و همان فکر و باور، در جانمان زنده بماند و باز هم از ته دل بخوانیم که:

    «… چه غم ما را؟

    که عاشقیم و مجازات عشق سنگین است

    در آن شبی که چراغ خموش خیمه تو

    گریز پایان را

    مجال رفتن داد

    به خیمه‌گاه تو ماندیم، جرم ما این است.»

    بیت الزهرا(س)

    بیت الزهراء (س) اندیمشک فرهنگ و هنر  , مقالات

    بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم نماز، دری گشوده بر روی همه‌ی آحاد امت است که از آن میتوان به هدایت و رحمت خداوند رسید و زندگی را در سمت و سوی درست و سرشار از خیر و برکت قرار داد. سلامت معنوی هر فرد وابسته...
    صورت و سيرت امام حسن عسکري (ع) امام يازدهم صورتي گندمگون و بدني در حد اعتدال داشت. ابروهاي سياه کماني، چشماني درشت و پيشاني گشاده داشت. دندانها درشت و بسيار سفيد بود. خالي بر گونه راست داشت. امام حسن عسکري (ع) بياني...
    استقبال از حکومت اسلامی دانشجویان چشمشان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را چنانکه هست به دانشگاهها معرفی کنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد. دانشجویان با استبداد مخالفند؛ با حکومتهای دست نشانده...
    بهش می آید چهار پنج ساله باشد؛ مدام تلاش می کند جلو برود و آخر سر هم می رود. آقا می گوید: «بذار جلوتر بیاد اگر می خواد. . . » می رود و می ایستد جلوی آقا؛ حرف هایش نامفهوم است....

    بیت الزهراء (س) اندیمشک

    چند حكايت كوتاه از دوران كودكي زندگاني پربركت سيدالشهدا عليه‌السلام: فاطمه خواب است. حسين گريه می‌کند. يک دفعه گهواره شروع می‌کند به تکان خوردن. صداي لالايي شنيده می‌شود. حسين آرام می‌گیرد. ماجرا را که براي محمد رسول الله تعريف می‌کنند، می‌گوید: «جبرئيل بوده،...
    سلام بر تو اى خازن و نگهبان علوم و اسرار كتاب مسطور! اى وارث علوم تورات و انجيل و زبور! سلام بر تو اى امين رحمان! اى شريك قرآن! اى نگهبان دين! اى باب حكمت خداوند عالميان! سلام بر تو اى باب...
    ١. شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ به سندش از فاطمه بنت علی (رحمه الله) نقل می کند: «ثمّ انّ یزید (لعنه الله) أمر بنساء الحسین علیه السلام، فحبسن مع علی بن الحسین علیهما السلام فی محبس لا یکنّهم من حرّ و لا...
    آنچه در سقیفه گذشت روشن می سازد که هیچ گونه پایبندی از جانب امت، به دست آوردهای اسلام وجود نداشت و یا لااقل در آن موقعیت خاص صلاح خود را در این نمی دیدند که به دفاع از حقیقت بپردازند...

    پاسخ دهید

    Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

    گالری تصاویر
  • آخرین ارسال های سایت

  • نظرسنجی

    نظر شما در مورد عملکرد سایت بیت الزهراء (س) ؟

    View Results

    Loading ... Loading ...