• ازدواج با این افراد حرام استآخرین خبر با عنوان ، ازدواج با این افراد حرام است در 1 روز قبل منتشر شده است .
  • پنجشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶
    »   اشعار آئینی  »   اشعار روز عرفه
    416 بازدید
    ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ , ساعت ۱۲:۱۲

    اشعار روز عرفه

    اشعار روز عرفه

    شعرهای روز عرفه عرفه روضه ی زینب چقَدَر می چسبد عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد

    شعرهای روز عرفه

     
    عرفه روضه ی زینب چقَدَر می چسبد
    عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد

    عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو
    بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد

    عرفه گریه کنان خاک بریزم بر سر
    گر بماند ز غمت در دل اثر می چسبد

    خواندن خطبه و رسوا شدن اهل عرب
    نام این کار گذارید هنر، می چسبد

    سر ارباب جدا شد جلوی نهر فرات
    روضه خوان روضه بخوان روضه ی سر می چسبد

    قتلگه بودم و دیدم که کسی می گوید
    سر بریدن جلوی چشم پدر می چسبد

    نیزه در دست کسی گفت به صد خوشحالی
    زدن نیزه به بالای جگر می چسبد

    ناگهان گفت رقیه به یکی از اعراب
    زدن عمه ی ما بین گذر می چسبد ؟

    یک حرامی به خودش گفت که این زینب هم
    گر بگیرد ز لگد درد کمر می چسبد

    شعرهای روز عرفه, اشعار مناجاتی روز عرف

    اشعار مناجاتی روز عرفه

    چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد
    خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

    به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب
    به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد

    چه فرصتی که به همراه کاروان حسین
    مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد

    زسعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد
    به طواف حج حقیقی دل آشنایـم کرد

    چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب
    به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

    منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری
    به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد

    به افتخار علی ره به بام هــــــم داد
    که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد

    ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت
    صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

    همه به حال دعای حسین می گـریند
    نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد

    به دیده اشک مناجات کئکان زیباست
    زگاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد

    علی اکبر و طعم فراز های دعـــــــا
    به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

    به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند
    حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد

    همان حسین که با جلوه کرامت خــود
    کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

    بدون اذن خودش کربلا نمی آیـــــم
    ز درد با که بگویم که کربلایم کـــرد

    خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید
    حسین عاقبت از عشق خود فنایم کرد

    بیتوته

    بیت الزهراء (س) اندیمشک اشعار آئینی

     بوسه ها نجمه زند بر سر وروی پسرش پدرش خنده زنان شاکر درگاه خداست آمده تا که شود جای نشین پدرش او ولیعهد شه هفتم درگاه ولاست سومین نام علی بین امامان باشد حجت هشتم حق بر همه ی ارض وسماست  او پسندیده ی خالق بود...
    بس که بگرفته‌اید تحویلم فکر کردم که از شما هستم عهد بستم دگر گنه نکنم باز هم عهد خویش بشکستم عوض آنکه دست رد بزنی باز بگرفتی از کرم دستم روز اول اجازه‌ام دادید بر شما خانواده پیوستم آتش ار سوزدم نمی‌فهمم بس که از کوثر تو سرمستم نگـذاری برنـد...
    عجب حکایت سختی ست مرگ این مادر هنوز مانده به ره، دیدگان پر گهرش   تمام دل خوشی اش چهار صورت قبر است چهار صورت زیبا همیشه در نظرش   اگر چه همره زینب نبود ام بنین ولی شنید و شکست از غم حسین کمرش   نبود تا که...
    ترجيع بند شيعه مي نازد به نام عسكري مرغ دل را از قفس آزاد كن با پرستوهاى عاشق پر بگير پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا جا به بامِ خانه دلبر بگير گرچو من بشكسته بالى غم مخور با ولاى يار بال و پر بگير جشن...

    بیت الزهراء (س) اندیمشک

     بوسه ها نجمه زند بر سر وروی پسرش پدرش خنده زنان شاکر درگاه خداست آمده تا که شود جای نشین پدرش او ولیعهد شه هفتم درگاه ولاست سومین نام علی بین امامان باشد حجت هشتم حق بر همه ی ارض وسماست  او پسندیده ی خالق بود...
    بس که بگرفته‌اید تحویلم فکر کردم که از شما هستم عهد بستم دگر گنه نکنم باز هم عهد خویش بشکستم عوض آنکه دست رد بزنی باز بگرفتی از کرم دستم روز اول اجازه‌ام دادید بر شما خانواده پیوستم آتش ار سوزدم نمی‌فهمم بس که از کوثر تو سرمستم نگـذاری برنـد...
    عجب حکایت سختی ست مرگ این مادر هنوز مانده به ره، دیدگان پر گهرش   تمام دل خوشی اش چهار صورت قبر است چهار صورت زیبا همیشه در نظرش   اگر چه همره زینب نبود ام بنین ولی شنید و شکست از غم حسین کمرش   نبود تا که...
    ترجيع بند شيعه مي نازد به نام عسكري مرغ دل را از قفس آزاد كن با پرستوهاى عاشق پر بگير پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا جا به بامِ خانه دلبر بگير گرچو من بشكسته بالى غم مخور با ولاى يار بال و پر بگير جشن...

    پاسخ دهید

    Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.