• اشعار و مراثی شهادت جواد الائمّه علیه السلامآخرین خبر با عنوان ، اشعار و مراثی شهادت جواد الائمّه علیه السلام در 13 ساعت قبل منتشر شده است .
  • سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
    »   اشعار آئینی  »   اشعار شهادت امام محمد باقر(ع)
    133 بازدید
    ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ , ساعت ۱۲:۳۲

    اشعار شهادت امام محمد باقر(ع)

    اشعار شهادت امام محمد باقر(ع)

    اشعار شهادت امام محمد باقر(ع)

     

    باقر به علم شهره هرخاص وعام شد
    مسموم زهر کینه ی کور هشام شد

    هر چند زهر کین بشد اسباب مرگ او
    مرگش زکربلا ز برایش پیام شد

    آنگه که بین بستر بیماریش فتاد
    با یاد کربلا و پدر تشنه کام شد

    یادش بیامد آن دم آخر که جد او
    هل من معین بگفت و پدر اشک تام شد

    او پنج ساله بود به صحرای کربلا
    دیدش که بهر قتل حسین ازدحام شد

    آن دم که دید نعش شهیدان به قتلگاه
    با عمه زبنبش به فغان هم کلام شد

    کردی مواظبت زپدر عصر روز خون
    آنگه که غرق آتش وغارت خیام شد

    یاد آمدش اسارت وکوفی وشامیان
    خونین جگر پدر زسوی اهل شام شد

    بایاد کربلا جگر از زهر پاره شد
    یا فاطمه به لب دگر عمرش تمام شد

    ——————————————————————————–

    شعر شهادت امام محمد باقر (ع)

    واحد زمزمه هم خوانده می شود
    باقرم و روشنی دیده مصطفی شدم

    غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم

    تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم

    مزار من بود کنار قبر زهرا مادرم
    سجیه ام محبت کرامت وعطا شود

    آتش جان زسوز شعله های کربلا شود
    ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده بود

    قاتل من خاطره های ان سر بریده بود

    اهل ستم جدا که بی حیا و واقعا بدند

    دیدم خودم که عمه را (رقیه را) به تازیانه می زدند

    اشعار شهادت, شهادت امام محمد باقر

    روزی که بادهای مخالف امان نداد
    هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد

    خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها
    خورشید بود همسفر نیزه دارها

    دیدی به روی نیزه سر آفتاب را
    دیدی گلوی پرپر طفل رباب را

    دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود
    تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود

    در موج خیز شیون و ناله دویده ای
    تا شام پا به پای سه ساله دویده ای

    گل زخمهای سلسله یادت نمی رود
    هرگز غروب قافله یادت نمی رود

    هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی
    یک عمر پا به پای محرم گریستی

    بیتوته

    بیت الزهراء (س) اندیمشک اشعار آئینی

    شد از زهر جفا و كينه مسموم جهان از ماتمش با غم قــرين است شد از زهر جفا و كينه مسموم جهان از ماتمش با غم قــرين است  به هنگام شباب، از كيد دشمن خـزان، گلـزار سلطـــان مبيـن است  ميــان...
     بوسه ها نجمه زند بر سر وروی پسرش پدرش خنده زنان شاکر درگاه خداست آمده تا که شود جای نشین پدرش او ولیعهد شه هفتم درگاه ولاست سومین نام علی بین امامان باشد حجت هشتم حق بر همه ی ارض وسماست  او پسندیده ی خالق بود...
    بس که بگرفته‌اید تحویلم فکر کردم که از شما هستم عهد بستم دگر گنه نکنم باز هم عهد خویش بشکستم عوض آنکه دست رد بزنی باز بگرفتی از کرم دستم روز اول اجازه‌ام دادید بر شما خانواده پیوستم آتش ار سوزدم نمی‌فهمم بس که از کوثر تو سرمستم نگـذاری برنـد...
    عجب حکایت سختی ست مرگ این مادر هنوز مانده به ره، دیدگان پر گهرش   تمام دل خوشی اش چهار صورت قبر است چهار صورت زیبا همیشه در نظرش   اگر چه همره زینب نبود ام بنین ولی شنید و شکست از غم حسین کمرش   نبود تا که...

    بیت الزهراء (س) اندیمشک

    مقدّمه یکی از موضوعات بسیا رمهم در عصر حاضر، موضوع طبّ؛ بویژه طبّ اسلامی است که دانشمندان علم طبّ و آشنایان با معارف اسلامی باید به تحقیق در این مهم، همّت گمارده، در توسعه و ترویج آن بکوشند. در این راستا...

    پاسخ دهید

    Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.